جستجو در
زبان سايت
فارسي english
منوي اصلي
صفحه اول عضویت در سایت ورود به سایت درخواست ترجمه درخواست مقاله ترجمه شده پیگیری درخواست مقاله درخواست همکاری ارتباط با ما اخبار سایت
دارالترجمه رسمی فردا
نمايش جزئيات
عنوان : يونان، سرزمين پنداربافان بزرگ است
تاريخ ثبت : ۲۴ دي ۱۳۸۷ ساعت ۱۷ و ۰۴ دقیقه

كزازي در نشست رونمايي «نقد تواريخ هرودوت»:

  يونان، سرزمين پنداربافان بزرگ است

كتاب تاريخ هرودوت، افسانه‌اي است كه گاهي رگه‌هايي تاريخ‌گونه در آن مشاهده مي‌شود و هرودوت در اين كتاب بيشتر افسانه نوشته است. از اين روي درمي‌يابيم كه يونان سرزمين دروغ‌پردازان و پنداربافان بزرگ است.\

به گزارش خبرگزاري ايران(ايبنا)، دكتر ميرجلال‌الدين كزازي، متخصص تاريخ ايران باستان و يونان باستان كه در نشست رونمايي، نقد و بررسي كتاب «نقد تواريخ هرودوت» با ترجمه دكتر "محمد بقايي"   سخن مي‌گفت، با بيان اين مطلب افزود: اين كتاب به هيچ‌ روي نقد تواريخ هرودوت نيست. اگر نقد كتابي مانند تواريخ هرودوت اين است كه ما در اين كتاب مي‌بينيم، بهتر است كه ما ايرانيان گرد چنين نقدي نگرديم.

وي كه عصر روز گذشته در سراي اهل قلم سخن مي‌گفت با افسانه دانستن تاريخ هرودوت، افزود: اين كتاب، افسانه‌اي است كه گاهي رگه‌هايي تاريخ‌گونه در آن مشاهده مي‌شود و هرودوت در اين كتاب بيشتر افسانه نوشته است. پاره‌اي از ادب‌هاي جهان افسانه‌اند و ما افسانه را از تاريخ خوش‌تر مي‌دانيم و اگر به راستي هرودوت تاريخ مي‌نوشت، كتاب او به جاي نمي‌ماند.

اين شاهنامه‌پژوه خاطرنشان كرد: كتاب هرودوت ساختاري افسانه‌اي و پندار‌گونه دارد و ارزش كتاب از ديدي بر

تاريخ هرودوت مگر كتابي افسانه‌اي نيست و نيازي به نقد ندارد و اين نقد بايد افسانه‌شناختي باشد تا تاريخ

همين ويژگي نهفته است. خرده من بر اين كتاب اين است كه چرا تاريخ پنداشته مي‌شود.

نويسنده كتاب «نامه باستان» افزود: اين كتاب توسط استاد آمريكايي به رشته تحرير درآمده و من در شگفتم كه استاد دانشگاه هاروارد در تاريخ باختر و خاور، در نقد كتاب هرودوت با ديدگاه خام و عاميانه مي‌نويسد.

وي در عين حال،  ترجمه دكتر بقايي را بسيار ارزشمند خواند و يادآور شد: ديباچه‌ كوتاهي كه بقايي نوشته و پانوشت‌هايي كه بر پاره نكته‌ها افزوده، بسيار سودمندتر، دانش‌ورانه‌تر و نقادانه‌تر از متن كتاب است.

نويسنده «ايلياد و اوديسه» يادآور شد: هرودوت را پدر تاريخ ناميدند و اين كتاب بنيادترين آبشخور شده است. در شناخت تاريخ باستان يونان مي‌گويند كه سرزمين خرد و دانايي است و فرزانگان بسياري دارد؛ ولي سرزمين دروغ‌پردازان و پنداربافان بزرگ است و اين شيوه نمونه‌هاي ديگري دربردارد.

وي به اسكندر در تاريخ اشاره كرد و گفت: اسكندر نامه‌هايي نوشته و نكته‌هايي در تاريخ از وي آمده است كه براي پي بردن به بي‌پايگي و دروغ بودن آن نيازي به كندوكاو نداريم.

اين شاهنامه‌پژوه و فردوسي‌شناس يادآور شد: در رويه 33 كتاب آمده است كه جنگ‌هاي ايران و يونان بر سر زن صورت گرفته است

هر سامانه و هر انديشه تاريخي، جامعه‌شناختي و هر ديدگاهي كه از دل اين كتاب برآمده باشد سست و لرزان است و نمي‌توان بر آن بنياد نهاد

و اين شيوه برخورد يكسره يوناني است؛ زيرا در ايران زنان انگيزه نبرد نبودند.

وي به رويه 38 كتاب اشاره كرد و گفت: در اين رويه از زيركي يونانيان سخن رفته است و ايرانيان را نادان و بربر شمرده‌اند و اين خودپسندي يونانيان را به تصوير مي‌كشد كه در سراسر كتاب نمود دارد. چون يونانيان خودپسند بودند ديگران را نيز خودپسند پنداشته‌اند.

وي به رويه 43 كتاب اشاره كرد و گفت: در اين صفحه از خدايي پادشاهان ايران سخن رفته است كه ايرانيان پادشاهان خود را مانند خدا مي‌پرستيدند اين دقيقا به رفتار يونانيان مي‌ماند؛ زيرا هرگز هيچ پادشاهي خدا نبوده و ايرانيان در سراسر تاريخ يكتاپرست بودند و خداي يگانه را ستايش مي‌كردند.

وي خاطرنشان كرد: تاريخ هرودوت مگر كتابي افسانه‌اي نيست و نيازي به نقد ندارد و اين نقد بايد افسانه‌شناختي باشد تا تاريخ. كتاب هرودوت افسانه و داستان‌پردازي است و گاهي نمودهايي تاريخي در آن مي‌بينيم.

وي افزود: من كار بقايي را ارج مي‌نهم نه از اين روي كه كتابي سنجيده و نمونه است بلكه از اين روي كه انگيزه‌اي باشد تا خوانندگان ايراني با اين كتاب آشنا شوند و باور كنند كه كتاب هرودوت نه تنها آبشخور تاريخي نيست بلكه در پاره‌اي از زمينه‌ها ضدتاريخ است.

كزازي يادآور شد: هر سامانه و هر انديشه تاريخي، جامعه‌شناختي

اگر كتاب هرودوت در تاريخ ايران ارزش يافته به اين دليل است كه ما كتابي در آن روزگار نداشته‌ايم كه تاريخ را نشان دهد و خواه ناخواه به افسانه‌ها چونان تاريخ دل خوش كرده‌ايم

و هر ديدگاهي كه از دل اين كتاب برآمده باشد سست و لرزان است و نمي‌توان بر آن بنياد نهاد.

وي افزود: اگر كتاب هرودوت در تاريخ ايران ارزش يافته به اين دليل است كه ما كتابي در آن روزگار نداشته‌ايم كه تاريخ را نشان دهد و خواه ناخواه به افسانه‌ها چونان تاريخ دل خوش كرده‌ايم.

مولف «نامه باستان» يادآور شد: اگر اين كتاب از آن روزگار بر جاي نمي‌ماند ما تاريخي نداشتيم كه درباره ايران نوشته شده باشد؛ ولي با وجود اين كتاب مي‌توانيم از خرد خود بهره بگيريم كه اين كتاب بر بنيان استوار است نه بر برهان خرد.

وي افزود: روا نيست ما ايراني‌ها شتابزده و ناسنجيده از فرنگيان پيروي كنيم.اگر نقد اين است يك دانش‌آموز پرمغز نيز مي‌تواند چنين نقدي بنويسد و هنگامي كه سخن از دانش، خرد، داوري و بخشش است جايي براي پروا نمي‌ماند.

اين فردوسي‌شناس به ترجمه اين كتاب و كار بقايي اشاره كرد و گفت: رنجي كه بقايي براي ترجمه كتاب برده بيهوده نيست و زمانش به هدر نرفته و از هر روي اين كتاب ارزشمند است؛ زيرا تاريخ را دوباره به دامان انديشه ايرانيان مي‌برد و آن بتي را كه پاره‌اي از ايرانيان از بيگانگان ساخته‌اند، مي‌شكند.

وي يادآور شد: استاد نام‌آور دانشگاه هاروارد چنين نقدي كودكانه از يكي از ارزشمندترين كتاب‌ها در فرهنگ باختر زمين نوشته است و ما ايرانيان نياز به بت‌شكني داريم و اين كتاب مي‌تواند در ادوار تاريخي به ما ياري رساند.

منوي فرعی
انجمن (Forum)
:: شماره حساب

Member of Iranian Official Translators Society

عضو جامعه مترجمان رسمی ایران

TelFax:66413082

info@fardatranslation.com

Copyright © 2007 Farda System. All right reserved